The Thief Woman

May 31, 2008

غزلی از خودم به تازگی:

 

زنی که سهم تو را از نهار می دزدد

شبانه قلب تو را در قطار می دزدد

 

عبور کند قطار و شبی ست در پاییز

تو را ز فصل بدت چون بهار می دزدد

 

بخار شیشه و دستی لباس های تو را

شروع می کند از یک کنار می دزدد

 

زن است این که تو را با ظریف انگشتان

به چنگ دارد و مردانه وار می دزدد؟

 

عجول,وحشی و نارس,چقدر تبداری

و زن که حجم تو را بی بخار می دزدد

 

پیاده می شود آخر در ایستگاهی,ظهر

و چشم خیس تو را با فرار می دزدد

 

تمام فاصله یک شیشه است,با لب هاش

تو را چو وعده ی گرم نهار می دزدد

Leave a Reply