I’m your man

May 31, 2008

I’m your man

May 19, 2008

دارم آهنگ لئونارد کوهن رو گوش میدم.حسی که از این اهنگ در چشم انداز خاطرات من درج پیدا می  کنه,به تابستون گذشته مربوط می شه.من عاشق بعد از ظهرهای داغ  تابستانم.وقتی پرده های اتاق افتاده باشه و اشیا در نوری هوس انگیز بکارتشون رو می بازند و حجم اندوه اور گرما نفوذ میکنه در درزهای ناچیز آدم..اون موقعست که کشف کردم زنی باید در زندگی من باشه.از پیشتر,از سوم دبیرستان که اولین هم تنی رو تجربه کردم,می دونستم زن منو به خود می کشه,مثل اهنربایی که براده های شهوت رو با میل در من یکجا  کنه.که

   من مرد تو هستم …  

اگه یه عاشق می خوای..من هرکاری ازم بخوای برات انجام میدم..و اگه یه جور دیگه عشق می خوای..من یه ماسک به چهره میزنم..

کما اینکه تا حال هم ماسکی داشته ام.تو که دیدی

تو رو عرق کرده دوست دارم,با چند تار موی مختصر که چسبیده به گردنت در حالیکه رو تختی رو تا زیر سینه هات بالا کشیدی,لامصب خوب بلدی!!یک وری دراز کشیدی و کاش تخت تو تابوت من بود . کاش خوابت نمیومد..نحسی این بعد از ظهر ها به همینه.خواب یهو می گیردت.آدم رو نافرجام میکنی.من باید بنشینم پای برنامه ی کشدار تلویزیون,آیا تو را بیدار شدنی هست؟

در کدوم فرایند  نا عاقلانه ای گواهینامه ی تو صادر شد؟طرز رانندگیت منو یاد آخرین ارابه رانی کلئوپاترا میندازه.با نگاهت مسیر اتوبان رو شلاق می زنی و ناخن های لاک زده ت پوشش بی دفاع فرمان رو زخم میزنه

Leave a Reply